مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ نی نی گولوی 10 هفته ای

 سلام به همه دوستای بی معرفت که تا وقتی نگم  وخبر ندم که آپم به من سر نمیزنند 

بگم از اتفاقات این چند روزه که طبق معمول من خونه مامانم هستم وحالت تهوع هم منو ول نکرده ،خونه مادر شوهر جان هم میرم وکلی تحویل بازاره

و اخلاق همه شون به کلی از لطف این نی نی گولوی تو راهی خیلی خوب شده ،٣ شنبه با مادر شوهر جان رفتیم سیسمونی دختر همسایه شون رو ببینیم ومن دو تا سر همی از رولان خریدم یکی آبی یکی صورتی،آخه دو قلو بارداره وشنبه ۵ زایمان میکنه

سیسمونی خوشگل بود.تخت وکمد ها مدل خرس پو بود وسویس کالسکه کریر ایناش گراکو قرمز رنگ.که من بسی خوشم آمد

منم کلی دوست دارم وسیله نی نی بخرم اما نمیدونم این نی نی دختره یا پسر؟هورا

من که دختر دوست دارم اما هرچی خود خدا صلاح بدونه همون میشه

١٩ بهمن وقت سونوگرافی دارم وشاید معلوم بشه این نی نی بلای ما چیه؟ ومن شروع کنم به خرید کردن واسش.وای که چه حالی میده فکر کنم از جهاز خریدن بیشتر ذوق داشته باشه

دوستایی که سیسمونی خریدین یا تجربه دارین بگین که کالسکه وکریر اینا چه مارکی خوبه وچه قیمتی داره؟من خیلی عجولم

نی نی گولوی من وارد هفته ١٠ شد  ان شالله که این روزای سخت بکذره تا شیرینی ات رو حس کنم عزیزکم

یعنی امروز من سه ماه و دو هفته باردارم وکلی راه در پیش رو دارم خدا خودش کمکم کنه ومواظاب منو نی نی باشه

راستی من هنوز وزن اضافه نکردم و٢ کیلو که لاغر شدم برنگشته وهمچنان بر ۴٠ کیلو هستمRoll آیا این طبیعی است؟

الان هم میخوام برم عیادت مادر شوهر جان که سخت سرما خورده

تا بعد بای بای

نویسنده : مهسا ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٧/۱٠/٢٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نی نی گولوی 9 هفته ای

سلام دوست  جونا.ببخشید دیروز  نیومدم آخه هارد کام ما سوخت و آقای امیر خان تمام کلاسهاش اونجا ظبط شده بود.آخه امیر دانشگاه مجازیه و۵ شنبه امتحان داره.

خلاصه که نی نی گولوی ما  وارد هفته ٩ شد وهنوز من حال بدی دارم.شب شام غریبان داشتم میمردم وساعت ١١ شب رفتم زیر سرم.

دیروز هم رفتیم دکتر وسونگرافی کرد وکلی این نی نی گولو دست پا میزد وقلبش هم دیدیم که تند تند میزد.این مطب خانم دکتر هم به ما کلی دوره ومن تا رسیدم دم مطب کلی بالا آوردم

من حالم خوبه اما نه زیاد ببخشید دیر اومدم این بی رنگ شدنم رو  بپذیرید که عذرم موجه تا شنبه بعد میام وکلی حرف دارم آخه الان از کام خواهرم می آپم

خدانگهدار

نویسنده : مهسا ; ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٧/۱٠/٢٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نی نی گولوی 8 هفته ای

دوستای خوبم سلام ببخشید که این چند مدت خبری ازم نبودو نیومدم و واقعا حالم بد بود وهمش زیر سرم بودم و روزای بسیار سختی رو گذروندم دکتر برام کلی سرم وb6 نوشت منی که از آمپول گریزان بودم الان با شخصیت یه آمپول بر میدارم و یه سرم میزنم زیر بغلم میرم درمانگاه.از در خونه هم بیرون نرفتم وهمشخونه مامانم در حال خوابم امام بهتر بگم تو توالت خونه مامانم. وهمچنان از بیکاری در حال بافتن شال وکلاه برای بچه جاری جان وبرادرزاده های خودم هستم  ودر این روزها اتفاق خاصی نیفتاد جز اینکه امیر بارداری منو به مامنش گفت واونها با گل وشیرینیGet Well وترشی شور و مربا اومدن خونمون.وکلی خوشحال شدن.امیدارم قدم بچه بسازه ودست از رفتار گذشته بردارن.

همسایه مامانم اینا هم یه بلوز کادو داد  وروش نوشت بارداریت مبارک

ودوست خواهرم کلی مربا برام فرستاد با یه شال وکلاه کوچولو

نی نی گولوی ما امروز 8هفته و3 روزش شدهکو تا بشه 4 ماه تا ویارم تموم بشه

همه اعضای عمده داخلی بدن جنین شکل گرفته اند هرچند هنوز شکل سادهای دارند.جنین اکنون 5/2 سانتیمتر طول دارد،یعنی حدود یک توت فرنگی متوسط.

دوست دارم جنسیت رو بدونم چیه؟دوستا به نظر شما چیه؟دختر؟پسر؟ من چون حودم عاشق دخترم میگم دختره ،اما بعضی میگن دختره بعضی میگن پسر

راستی من سر اون مریضیم واشتباه شدن جواب آزمایشم نذر کردم که روز تاسوعا شهادت حضرت ابولفضل قیمه بدم یا گوسفند بکشم،اما چون حالم بده گوسفند میکشم. قربون حضرت ابولفضل برم من هر چی دارم از حضرت ابولفضله ،چیزی نبوده که بخوام ودست رد به سینه ام بزنه.،حاجت دارها هرچی میخوایین از حضرت ابولفضل بخوایین که محاله نه بیاره.من بچه ام هم بیمه حضرت ابولفضل میکنم و همچنین سقاش میکنم.

از این به بعد من هر شنبه آپم بهم سر بزنید.تا بعد خدا نگهدار

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٧/۱٠/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نی نی گولوی 7 هفته ای

دوست های عزیزم سلام

ممنون از تبریکهای گرمتون.ببخشید که نتونستم یه چند روزی بیام دلیلش هم اینه که اصلا حال وروز خوبی ندارم. الان هم به زور نشستم ودارم مینویسم چون هر آن ممکنه که حالم......این چند روز یا تو دستشویی ام یا مثل مرغ ملول از این گوشه به اون گوشه می افتم.حالت تهوع شدید دارمسبز ،در روز شاید ۴ تا ۵ تاb6 بخورم اما بازم حالم بد میشه .طوری که تو 1 هفته 2 کیلو لاغر شدم. چون لب به غذا نمیزنم .منی که اگه یه روز هفت حوض نمیرفتم میمیردم ،یا در بدترین بیماریها نمیخوابیدم الان همش درازکشم وحتی نمیتونم بشینم.واین نی نی گولو به کل داره حال منو میگیره ناراحت تازه 1هفته است که خونه مامانم هستم ودست به سیاه وسفید نمیزنم وهمش خوابیدم.خواب

دیروز رفتم سونگرافی و همه چیز نرمال بود وقلب نی نی میزد.عصر هم رفتم دکترم وراجع به بیمارستان وهزینه هاش وچیزای صحبت کردم.

راستی از مامان اینای امیر خبر نداریم همچنان وهیچ کس از اونا از بارداری من خبر نداره.شب یلدا خواهر شوهر جان زنگ زد وگفت بیایین خونه بابا اینا ومن گفتم بابات باید بگه بیایین اینجا نه تو .بابای امیرهم زنگ زد که بیایین وامیر گفت نمیرم الان 2 ماهه هیچ کس به من یه زنگ نزده انگار نه انگار من پسرشونم

نی نی ما امروز وارد 7 هفته شد ،نی نی نازم ان شالله این وزهای بی حای زودتر بگذره تا من بتونم وجودت رو حس کنم ولذت بیشتری از بارداریم ببرم.

 

راستی فسقل بانوی ما هلن خانوم دختر سانازی بدنیا اومد وپاهای کوچولوش رو گذاشت تو این دنیا ان شالله 100 ساله بشه.سانازی جونم مبارکت باشه عزیزمهورا

ما امشب شام خونه دوستم ماهی دعوتیم واصلا حال ندارم برم.هر جا که بوی غذا باشه من مماخمو میگیرم.

راستی دوست جونا منو تو لینکهاتو بکنید مهسا ونی نی گولوی تو راهی وخواهشن زودتر مرسییی

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٠/٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک