مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ نی نی گولوی 27 هفته ای

 ما اومدیم

بابا چقدر منو تحویل گرفتین

دیگه سرم گیج رفت وهی تند تند آب قند خوردمجدیدا میرم بیرون هی پسرا بهم گیر میدن .حالا اگه مجرد بودیم باید میپوسیدیم خواهر شانسو میبینی...دیروز با خواهرم و زن پسر خاله ام رفتیم بیرون ویه 206 افتاده بود دنبالمون وهی میپیچید جلومون  ونزدیک بود بزنه به ما ویه تصادف حسابی بشه.زدم بغل وگفتم داشتی بهم میزدی میگه حالا شماره امو سیو کن به مریممون گفتم بزن شمارشو پسره میگه تو بزن، مریم هم گفت بابا این 2 ماه دیگه نی نی اش به دنیا میاد، باز پسره میگه جدی متاهلی، منم از  پشت فرمون پیاده شدم وگفتم شکممو ببین . بعد پسره میگه به بخور بچهات خوشگل بشه البته اگه به خودت بره که خوشگل میشه وباز من سرم گیج رفت .حالا به امیر میگم چون یه کم چاق شدم شبیه آدما شدم.

نی نی گولوی خوشگل من وارد هفته 27 شد وبا اتمام هفته 27  سه ماه دوم بارداریم  تموم میشه ومن وارد سه ماه آخر وحیاتی بارداریبم   میشم  واز همه مهمتر لحظه شماری میکنم برای به دنیا اومدن نی نی کوچولو

راجع به عکسهای اتاق نی نی بخدا عکس میذارام اما اجازه بدین خرید هام تموم بشه واتاق چیده بشه چشم.هنوز فرش وروتختی وخرده ریز نخریدم

 آخه والا خرید ها تمومی نداره بیچاره شدیم

بعضی از دوستام هم گفتن که بگم چی واز کجا خریدم تو پست های قبلی توضیح دادم بخداولی خرید کردن برای نی نی کوچولو هزاز هزار برابر  شیرین تر از خرید جهازه پس کسایی که میخواییینن طعمشو بچشین دست به کار شید.

خاله ام وپسرش اومدن تهران وخاله ام یه نوه داره مانی انقدر کپل وناز وخوش اخلاق بود که دعا دعا میکنم نی نی کوچولو هم خوش اخلاق باشه

راستی من هنوز اسم انتخاب نکردم اگه اسم خوشگل سراغ دارد که به اسم من وامیر بیاد وآخرش به آ ختم بشه بگید.من بین چند تا اسم موندم

مارینا

آتریسا

ملینا

آویسا

آترینا

لطفا نظر بدین؟

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/٢/٢٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نی نی گولوی 26 هفته ای

روز شمار ورورد معجزه کوچک من  به این دنیای نه چندان زیبا وخوب دو رقمی میشود

              باشد روزی که تقویم روزشمارش را با شمارش    معکوس           آغاز       کند

پروردگارا

خودت محافظ این هدیه گرانقدر واین میوه شیرین از درخت زندگیم باش

و

 تا به دنیا اومدن نی نی کوچولو فقط

٩٨ 

 روز دیگر باقیست.پس فریادی میزنم از اعماق وجود

آهای دنیا خودتو کم کم برای ورورد یکی از فرشته های آسمونیت آماده کن

سلام

امیدوارم حال همه خوب باشه.ما که خوبیم خدا رو شکر اما گاهی حوصله مون سر میره ودلیلش اینه که عادت به خونه نشینی ندارم.دیروز هم با دوستم ودختر عمه ام رفتیم جنگل لویزان ونهار خوردیم وساعت ۵ برگشتیم خونه.هوا عالی بود وخیلی خوش گذشتاتفاق خاصی نیفتاده روزها میرن ومیان اما به سختی ۵شنبه هم کل وسایل اتاق نی نی کوچولو رو از کیسه وروزنامه وجعبه در آوردیم امیر هم دوربین فیلم برداری رو داد دست من ومن ازش فیلم میگرفتم Photographerواون باز میکرد ومیچید ونمیذاشت من دست بزنم خیلی ذوق داره امیدوارم که تا آخر هم همین جوری بمونه.البته اتاق رو کامل نچیدیم.Baby Girlفقط مطمئن شدیم چی داره وچی نداره.هرچی خرید میکینیم اما باز مونده خوشخواب تخت،روتختی،فرش ،ویه سری خرده ریز. وتا الان یه چیزی حدود 2500 خرید کردیم .اما میتونم اعتراف کنم که خیلی ووسایلش تک وشیکه.

نی نی گولوی خوشگل من وارد هفته 26 شد.تو این هفته وزنش به 900 گرم میرسه وریه هاش کامل میشن و واسه خودش کم کم خانومی میشه

از خودم بگم که زیاد تغییر خاصی نکردم،صورتم تپل شده و کلا 4 کیلو تا الان که هفته 26 هستم اضافه کردم.نمیدونم آیا کافیه یا نه؟شکمم هم بزرگ شده اما نه مثل همه خانمهای باردار

دیگه هیچ کس به من سر نمیزنه نمیدونم چرا واینجا سوت وکوره.

نویسنده : مهسا ; ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸۸/٢/۱٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نی نی گولوی 25 هفته ای

بلاخره این آقای کاغذ دیواری 5 شنبه اومد واتاق نی نی کوچولو کاغذ شد .وای که خوشگلتر از کاغذ دیواری اتاق کاغذ سقفش شده ،وقتی تمام چراغها خاموشه ماه وستاره های شبرنگی تو سقف پیدا میشه.صبح روزجمعه هم موکت خریدیم وامیر ظهر رفت وتخت وکمد نی نی کوچولو رو آورد ،تخت .کمدش هم خیلی خوشگل شده.ظهر هم رفتم بیمارستان عیادت مادربزرگم وشام هم دوستم شام اومد خونمون وتا ساعت 12 بودن ورفتن.

دوربین فیلمبرداری دوستم رو گرفتیم وامیر از تمام مراحل آماده شدن اتاق نی نی فیلم میگیره.قبل از کاغذ دیواری ،در حین کاغذ دیواری،در حال موکت شدن و... وکلی ذوق میکنه واسه خودش نمیدونم اگه از الان اتاق نی نی کوچولو رو بچینم زوده ؟یا نه؟

نی نیگولوی ما وارد هفته 25 شده .تکون وشیطنت هاش بیشتر شده.فکر کنم وزنش حدود 600 گرمه

نمیدونم چرا انقدر کسل شدم همش حوصله ام سر میره

اینم عکس هفت سین ما

http://i40.tinypic.com/2qa2src.jpg

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸۸/٢/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نی نی گولوی 24 هفته ای

ای خدا که میشه بیام بیام بنویسم الان هفته ٣٨ هستم.وای که زمان اصلا نمیگذره

اتاق امیر رو خالی کردیم ووسایلش منتقل شد تو اتاق خواب خودمون

وای دقیقا شده مثله سمساری،امیر هم کلی دپرسه میگه این نی نی اتاقمو ازم گرفته.من آواره شدم

اگه خدا بخواد فردا میریم کاغذ دیواری رو سفارش بدیم که تا ۵ شنبه که تخت وکمد رو میارن اتاق نی نی کوچولو آماده باشه.

گفته بودم که امیر حسابداری یه نفر رو انجام میده که تو لیدی مانتو داره(محسن).۵ شنبه اومده بود با یکی از همکارهای امیر خونمون عید دیدینی.با یه دختره ٣ سال دوست بوده وتازگی نامزد کرده بود،من دختره رو ٢ بار دیدیم خیلی معمولی بود وخودشو میگرفت این محسن خان خودش خیلی پسر خوبیه ووضع  مالی خوبی هم داره،قیافه اش هم بد نیست ،کلی به دختره سرویس میداد وبراش خرج میکرد یه سمند ال ایکس خریده بود زیر پای دختره ،براش آرایشگاه اجاره کرده بود و.......

خلاصه نامزدی شون بهم خورد  ودیشب هم که خونه ما بود  م س ت هم کرده بود وخیلی از دختره حرف میزد ومیگفت دلتنگشم(خدا شانس بده)

بعد امدیم همگی بیرون که شام بخوریم تو ماشین های های ٢ ساعت گریه میکرد وهیچ کس نمیتونست آرومش کنه آدم باورش نمیشد که یه مرد اینجوری گریه کنه به معنای واقعی عربده میزد ساعت ١.۵ شب بردن دم خونشون رسوندنشو داشتن میاومدن دیدین آقا محسن با ماشینش رو برداشته از خونشون وزد بیرون هرچی رفتن نتونستن منصرفش کنن وسر انجام یه تصادف شدید هم کرد

مردا رو میبنی واسه دخترها چه نمیکننن کافیه عشق واقعی باشه ما که همه شاخ در آورده بودیم؟

نی نی کوچولوی خوشگل من وارد هفته٢۴ شد.ان شالله کهبه سلامت وزود به دنیا بیاد

راستی دکتر تاریخ زایمانم رو هم گفت اگه طبیعی باشم که ٢۶ مرداد روز تو لد خودم واگه سزارین باشم ١٩ مرداد روز تولد امیر وچون سزارین هستم پس روز ١٩ مرداد نی نی کوچولو به دنیا میاد وبا باابش میتونه تولد بگیره

دوست جونا وسایل نی نی بسته بندیه چشم به محظ تکمیل شدن اتاقش عکس میذارم وخبر میدم

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/٢/٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک