مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ نی نی گولوی 32 هفته ای

عکس های لباسهای بارداری مامان نی نی کوچولو 

 

ما وارد ماه هشتم شدیم.دیگه حوصله ام سر رفته وخسته شدم  وتو این ٨ ماه هیچ جا نرفتم ومیدونم نی نی که به دنیا بیاد وضعم بدتر هم مشه وخونه نشین میشم.

با مریم چند بار صحبت کردم گفت کلی برای نی نی کوچولو خرید کرده و همون روز اول که رسیدن مدینه رفته نمایندگی مادر کر تو مدینه وواسه نی نی کلی لباس وکفش خریده.و انروز حرکت میکنن به سمت مکه

خلاصه گفت کلی دعا کردم برات ونماز خوندم وبهش هم خوش گذشته تا الان  که خدا رو شکر و فقط برگشتش خیلی سخته که جمعه هفته دیگه ساعت ۵ صبحه.

۴ شنبه رفتم دکتر که وزن نی نی تو هفته ٣١ (١۶٠٠)  بود و وزن من ۴٨ کیلو .دوست جونای با تجربه تروخدا بگید نی نی هاتون تو این هفته چند کیلو بودن.آیا وزنش طبیعیه؟دکترم که زیاد راضی نبود.

نی نی گولوی خوشگلم وارد هفته ٣٢ شد

.یعنی هم خانوم شدی وهم بزرگتر .تروخدا کپلی شو تا همه انقد منو دعوا نکنن

شیر خشک خریدن من برای همه شده جای سوال

دوست جونا من اولا شیر خشک رو یه دونه خریدم برای چیدن سیسمونی بذارم کنار شیشه شیر ها برای خوشگلی.اما بدم هم نمیاد که در کنار شیر خودم به بچه شیر خشک هم بدم  اونم برای مواقع اضطراری که میخوام نی نی رو پیش کسی بذارم یا موقع که میرم بیرون تو خیابون وعروسی ومهمونی اینا.

آخه اگه نی نی شیشه وپستونک از اول نگیره بعدن  دیگه نمیگیره

ودر مورد  سیسمونی نی نی قول قول قول که ٩ و١٠ تیر در دو پست جدا تمام وسایل رو به صورت ریز ریز میذارم.منتظر باشید.فقط ترو خدا آدرس سایت بدین تا  آپلود کنم همه سایتها فی ل ت ر شده

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/۳/٢٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نی نی گولوی 31 هفته ای

شاید امسال هنوز حس مادر بودن رو کامل درک نکنم.اما امیدوارم که لایق نام مادری باشم.امسال من هم مادرم،بچه ای در بطن دارم که با من نفس میکشه وبا من از یه خونه،از بند بند وجودم شکل گرفته وپاره تنم است

خدایا طعم شیرین مادری را به همه چشم انتظاران بچشان.

روزها میگذرن وتو بزرگ  و بزرگتر میشی

وخودت رو برای ورود به دنیای دیگری آماده میکنی

نی نی گولوی خوشگلم وارد هفته ٣١ شدی

وتقریبا ٧ ٨ هفته دیگه  به لحظه دیدار ما مونده وما هر لحظه کنجکاو تر ومشتاق تریم تا روی ماهت رو ببینیم و در آغوش بفشاریمت

بلاخره برادرزاده گرام اومدن تهران.من که دلم براش خیلی تنگ  شده بود.

 مریم خواهرم عازم مکه شد .امشب ساعت ١٠ راهیش کردیم وجمعه ۵ تیر بر میگرده. گفتم برای همه دوستام مخصوصا ستاره وفاطمه دعا کنه.همچنین برای سلامت وصحت وکپل شدن این نی نی کوچولو

ان شالله مورد عنایت  پروردگار قرار بگیره

 با بام هم گوشش  رو عمل کرد وبیمارستانه وتا سه روز دیگه مرخص میشه

راستی رفتم بنی هاشم وبرای نی نی کوچولو هم پوشک پمپرز خریدم هم شیر خشک که قیمتهاش عالی بودمژه

بزودی بر میگردم با خبر های زیارتی وعکس

نویسنده : مهسا ; ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸۸/۳/٢۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نی نی گولوی 30 هفته ای وسونوی 3 بعدی

سلام به همه دوستان

امروز روزیه که همیشه تو تقویم انتظارش رو میکشیدم با اینکه تقریبا حدود دو ماه ویا به عبارتی 71 روز دیگه به اومدن نی نی کوچولو مونده اما همیشه فکر میکردم اگه به سلامت به هفته 30 برسم یعنی چیزی نمونده و امروز

   نی نی گولوی ناز من وارد هفته 30 شد امیدوارم که این 8 هفته باقی مونده به سرعت بگذره و نی نی کوچولو بپره تو بغلم

مشکلات هورمونی ام باز گریبانم رو گرفتن و پرولاکتینم رفته بالا اونم نه 100 تا 200 تا 6900 تا

 و یکشنبه رفتم دکتر غدد گفت که باید معاینه میدان دید بدی وببینیم رو دیدت اثر گذاشته یا نه؟

سه شنبه هم که وقت سونو 3 بعدی داشتم وبر خلاف اونچه فکر میکردم خیلی راضی نبودم یعنی عکسها زیاد واضح نیست اما بهتر از هیچی بود ونی نی کوچولوی لپو  رو دیدیم مماخشم کلی سر بالاست دخترم

 و چهار شنبه هم رفتم دکترم ه گفت شکم نی نی هنوز کوچکه،اما وزنش حدود 1400 وخوبه وخودم هم 48500 بودم که گفت بد نیست

پنج شنبه فرزین دادشم میاد تهران  واز خوشحالی در پوست نمیگنجم منکه دلم برای فرگل دخترش یه ذره شده .

در تعطیلات هم فقط رفتیم شاه عبدالعظیم که من نذر داشتم ودیگه خونه بودیم

اینم عکسهای نی نی که قول دادم

این دستاش وانگشتهای کوچولوش

این شصتش که  تو دهانشه

اینم صورتش که خیلی معصومانه اس وچه مماخ سر بالایی داره قربونش برم

اینم پای کوچولوش که از زانو خم کرده جیگر

الهی قربون این هیکل 1400 برم من که هنوز نیومده انقدر عزیزه ومن وامیر کلی با دیدن این عکسها ذوق میکنیم.

این سونویی هست تو هفته 13 انجام دادم

پروردگارا

از این فرشته کوچک   در زیر سایه لطف وکرامتت محافظت بفرما.

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸۸/۳/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نی نی یک عدد سارا

یک پست ویژه

امشب فرشته ای کوچک کوله بار خود راه جمع نموده وعازم راه درازیست.

او از آسمانها فرود میاید تا در روی زمین در کنار چشم انتظارانش بماند 

و

     چه شیرین است ورور این معجزه کوچک سارای عزیزم مادری گوارای وجودت

آرشیدای خوشگلم به این دنیا خوش اومدی

فردا به دیدار دوست میرویم

بله درست حدس زدین فردا ساعت ۴:٣٠ دقیقه میرویم تا نی نی کوچولویمان را ملاقات کنیم

بلکه بدانیم صورت ماه گونه اش شبیه کیست آیا مثل مادرش موهای پر ومشکی دارد؟Hairdo

چشمهایش ...

شاید فرجی باشد که نتیجه مادربزرگم رنگ آبی چشمانش را به ارث ببردخیال باطل

آیا کپلی شده یا خیر مانند پدرش لاغر است؟مژه

و از همه مهمتر آیا هنوز دختر باقی مانده یا تکه ای گوشت بر بدنش اضافه شده؟که ما را از نعمت داشتن دختر محروم وهمه پسر دوستان را شاد کند؟

البته پیشاپیش خواهان سلامتی روح وجانش از خداوند منانیم.praying

خدایا

فرزندی سالم وصالح نصیبمان بگردان.praying

 خبرش را با تعدادی عکس که قرار است تحویلمان  بدهند بزودی به عرضتان میرسانم.

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/۳/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نی نی گولوی 29 هفته ای

با اینکه اتفاق های خاصی نیفتاد اما خوب هفته خوبی یود.مهمترینش اینه که زود گذشت و

نی نی گولوی خوشگلم وارد هفته 29 شد.این روزا تکونهاش خیلی زیاده وگاهی برای من درد ناک.سه شنبه رفتیم بهار و وان نی نی کوچولو رو خریدم.مارک سامر آمریکائیه وداخل وان حالت مبله داره وباد میشه وتاشو  وراحت جمع میشه .اما متاستفانه بر عکس تمام وسایل نی نی کوچولو آبیه،آخه صورتی نداشت وچون کاراییش عالیه اجبارن این رنگی خریدم.

سرویس 7 تکه داخل تخت هم خریدم که خیلی نازه.ترکه وکلی تخت نی نی کوچولو رو خوشگل کرده

چهار شنبه هم امی از انباری کالسکه وکریر اینای نی نی کوچولو رو آرد بالا که بچینم تو اتاق نینی  که یهو مامان خواهر امیر به صورت سر زده اومدن خونمون.با اینکه دوست نداشتم قبل از سیسمونی برون وسایل واتاق رو ببینن اما خب اتاق کامل نبود  ولی دیدن وکلی ذوق کردن .البته ذوق همراه کپ کردن وخواهرش هی تعریف میکرد.

راستی 23 خرداد خواهرم میرم مکه قراره لباسهای نینی رو از اونجا بیارهSuperheroوهمزمان در روزی که اون میره بابام هم گوشش رو عمل میکنه ومامان امیر آب مروارید چشمش رو وحسابی شیر تو شیر Tornadoوباید خودمون رو هزار قسمت کنیم تا به  همه جا برسیم

دیشب هم باز با دوستای امیر رفتیم فشم وشام خوردیم.خیلی خوش گذشت.محسن رو یادتونه که گفتم نامزدی اش رو بهم زده و گریه میکرد وهمش از دختره میگفت  دیشب تو راه بر گشت از فشم تو ماشین مانشسته بود واهنگ خراطها رو میخوند وگریه میکرد(دیگه مجبور نیستی هر جا که میری ازم اجازه رفتن بگیری....نرو تنهام نذار بادرد وغمها اگرچه دلخوری از بعضی حرفا به قرآنی که از سایه اش گذشتم به جون هر دوتا مون خیلی تنهام) واقعا ما مرد اینجوری ندیدیم

راستی دیدین دیگه از گ ش ت ا ر ش ا د خبری نیست.وای دلم یه مانتوی سفید کوتاه از اون ک، و، ن معلوم ها میخواد با یه شلوار برمدای سفید ویه صندل پاشنه بلند ،موهام هم بلوند کنم آرزو بر جوانان عیب نیست.تمام مغازه ها مانتوی سفید آوردن.راستی محسن برام یه ماتو وشلوار قرار بدوزه حتما عکسش رو میذارم

آدم حرصش میگیره از بعضی از این دوستان به اصطلاح وبلاگی وقتی هر هفته می آپی نمیان بگن باقالی بار خرت بعد تا عکس میذاری میگن پسوردتو میدی من الان مدتهاست میام اما نظر نمیدم ،یا میدونم توقع زیاده بهم پس بده یا من خواننده خاموشم .نه دوستان پسورد من مال دوستایی که تا حالا تو شادی وغمهام کنارم بودن  وهمدیگرو خوب میشناسیم نه هر کسی که از راه رسید.

تا بعد بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/۳/۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نی نی گولوی 28 هفته ای

خسته شدم از بس تذکر دادن:

مهسا خوب بشین،خوب پاشو،تو آخر این بچه رو میکشی،خوب یه چیزی بخور میترسی هیکلت خراب شهچرا اینجوری میخوابی ،چرا اینجوری میشینی،این لباسا تنگه ،تو هم پیراهن حاملگی نمیپوشی،یه بچه ریزی میزای که....،

وای بخدا همه منو کشتن ،به دین به پیغمبر من از هر کس دیگه ای دلم برای خودم واین نی نی کوچولوی نیومده میسوزه اما امان از این حرف مردم فضول که آدمو خفه میکننوای یکی نیست بگه سرتون به کارت خودت باشه.میدونم دیگه فردا هم که نی نی کوچولو به دنیا بیاد میگن چرا این لباس رو تنش کردی الان هوا سرده ،وای الان هوا گرمه ،چرا پستونک میخوره،چرا

چرا

چرا

شنبه که رفتم پیش دکترم سونو کرد وگفت دور سر ورون پای نی نی کوچولو اندازه ٢٧  هفته است اما دور شکمش یه هفته عقبه مثله کسایی که رژیم دارن شکمش چسبیده  وتاکید کرد که حسابی بخور وبه پهلوی چپ بخواب ومن دارم الان یه هفته دوپینگ میکنم وحسابی میخورم. وخودمم از ٢۵ روز گذشته فقط ۵٠٠ گرم اضافه کرده بودم که باعث بسی خجالت و شرمساریه

دیشب با دوستای امیر رفتیم دربند و من برای اولین بارازیه پیتزا یه برش اضافه آوردم و باعث تعجب همگان شد

تازه بدش یه عالمه باقالی وگردو هم خوردم.خوب میخام نی نی کوچولو حسابی کپلی ودل گنده بشه

شاید عصری هم بریم بیرون دوباره،دیشب که خیلی خوش گذشت وکلی خندیدیم

نی نی گولوی خوشگل من وارد هفته ٢٨ شد واولین روز از سه ماه سوم  بارداری رو تجربه میکنه وسه ماه دوم بارداری به سلامتی تموم شد

خدایا شکرت که منو به هفته ٢٨ رسوندی وتا الان هوای منو این نی ین کوچولو رو داشتی ومطمئنم که از این به بعد هم هوامون رو داری،هنوز باورم نمیشه که کمتر از ٣ ماه دیگه به معنای واقعی مادر میشم واین شیرین ترین تجربه ایست که هر زنی آرزشو داره،خدایا طعمشو به همه بچشون.شاید تا وقتی که نی نی کوچولو رو تو بغلم نگیرم  این احساس رو درک نکنم.

دوستا  معنی اسمهایی که نوشتم رو میخواستند:

مارینا:دارنده هر چیز گرانبها وبا ارزش

آتریسا:اتش گون مانند آتش زیبا رو

آترینا:بانویی نامدار از بازماندگان کمبوجیه پسر کوروش

ملینا:سپاسگذار،حق شناس،نوعی گل

آویسا:مانند اب پاک روشن با صفا

نظرم روی آترینا وملینا است البته همه با ملینا موافق بودن،البته خودم از هم بیشتر مارینا رو دوست دارم اونم به خاطر معنی زیبایی که میده اما همه میگن بزرگ شه اسمشو میشکونن وبهش میگن ماری

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/۳/۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک