مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ سفر به بابلسر

00

سلام به همه دوستای گلم

تو این مدت که نبودم یه سفره سه روزه به بابلسر م ت ل بانک داشتیم با اینکه من بابام هم بانکی بود اما به خاطر اینکه تو شمال ر  شت  فامیل داشتیم هیچو قت از مت ل بانک استفاده نکردیم واین اولین بار بودیم که میرفتیم نسبت به هزینه ها خیلی خوب بود اما در کل ویلا ها قدیمی بودن با توجه به اینکه خیلی به تمیزی اهمیت میدن اما و سایل مستعمل بود مثلا کولر ش انقدر صدا میداد که ترجیحا تو گرما میخوابیدیم کیفیت غذاش بد بود  واما ملینا خانم کیف کرد وکلی آب بازی کرد کلی سیاه شد نه اینکه بلور بارفتن بود

خلاصه که سفر بدی نبود به تجربه اش می ارزید شب نیمه شعبان هم تو میدون مامنم اینا بودیم که خیلی شلوغ بود وشربت وشیرینب وبستنی دادیم

14 مرداد تولد ملینا ولی چون تو ماه رمضومنه مجبورم یا زودتر بگیرم یا شهریور حالا موندم نمیدونم که چیکار کنم یا 6 مرداد میگیریم یا عید فطر امشب تصمصمی کبری رو میگیرم

لباسش رو دوختم ویه کم از کارای تولد رو کردم ویه سر کارای دیگه رو عموش داره انجام میده

نیدونم به علت فیسبوکی شدن وبلاگستان کم نور شده یا نه سرها شلوغ بیده؟

دوستان فیسبوکی منتظرتونم خصوصی بذارین آدرس بدم بهتون

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/٤/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ملینای 23 ماهه

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٠/٤/٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ملینا وکلمه ها تازه

از زمانی که ملینا مریض شده باز ساعات خواب اش بهم ریخته وتا 3 صبح بیداره

جاری کوچیکم باردار بود تاریخ زایمانش 2 مرداد بود که دیشب ساعت 3 برادر امیر اس ام اس داد که نی نی به دنیا اومده وتو دستگاهه ومشخص نیست کی مرخص میشه /خلاصه امروز  رفتیم بیمارستان عیادتش وباز منم یاد خودم افتادم

البته این برادر امیر تو بیمارستان اومد دیدنم اما من ام آر آی رفته بودم اونها هم سریع رفتند وبعد از یک هفته اومدن خونه مامانم اینا دیدنم ومنم میخوام مرخص شد بعد یه هفته برم دیدنش.

این روزها ملینا خیلی خوب حرف میزنه میگه مامانه پاشو  تا تاق (مامان پاشو  بریم تو اتاق)

اردوشه ابیج زمین دیلم دیلم(خرگوشه از زمین هویج برداشت گفت دلم دلم)

مامان پاشو ایشین

مامان اینجا ایشین

مامان ایا ایات(مامان بیا حیاط)

اچرخه نیناست(دوچرخه ملینا وکلا به ملینا میگه نینا)

گوشی برمیداره میگه الو سلام اوبی(خوبی)

اتل متل اوتوله

سلام سلام عسیسم

تو عسیس دیلمی

چش چش آبالو (چشم چشم دو ابرو)

کلا فعل ها رو خوب میگه. بیا بشی پاشو برو بریم بخور نرو

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩٠/٤/۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ویروس لعنتی

این چند وقته درگیر یه ویروسکذایی بودیم اول از ملینا شروع شد که همراه با دل دردر واس ت ف راغ بود مدادم میگفت دلم درد  داره وبعد هم ا س هال شروع شد و3 بار بردمش دکتر که خوب نشد یه آمپول هم زد اما بازم تاثیری نداشت تا دوره اش تموم شه ودر این گیر ودار من هم رفتم خونه مامانم اینا واونجا بودم وبه ترتیب بعد از ملینا  امیر بعدش من ومامان وبابام هم این جوری شدن وخیلی حالمون بد بود الان هم خدا رو شکر ملینا بهتره اما مامانم هنوز افتاده وحالش خوب نیست

راستی تو ماه گذشته گوشهای ملینا رو سوراخ کردم وکلی نق زد وکلی بازی در آورد

اتفاقات زیادی افتاده سر فرصت میام ومیگم

نویسنده : مهسا ; ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک