مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ شب زنده داری

سلام به همه دوستای گلم تو این مدت بهم سر زدین،بخدا به نت دسترسی نداشتم وخونه مامانم بودم .وگرنه می اومدم وخبری از خودم میدادم

ملینا خانوم دیگه من. کشته از ساعت 12 شب تا 7 صبح بیداره ویه بند گریه میکنه به هیچ صراتی مستقیم نیست. واین قضیه منوخیلی اذیتت میکنه وکم کم دارم از پا در می ام.بنی اش هم همش کیپه وهرچی میبرم دکتر میگه طبیعیه.دیروز بردمش دکتر سماعی وبعد از 4 سعت معطلی گفت چیزیش نیست وقطره بریز خوب میشه این در صورتیه که تا صبح از گرفتگی بینی شیر نخورد.اما از وزنش راضی بود.

ملینا  در یک ماه  وبیست وسه روزگی شده 4850 کیلو .

خلاصه که هنوز به این شب زنده داری ها عادت نکردم ،دلم یه مسافرت حسابی میخواد،راستی عمه ام هم که مریض بود تو بیمارستان فوت کرد .کلی در  رفت وآمد مراسم هاش بودیم.برادرم هم اومده بود تهران ومن .خواهرم بای برادرزاده ها دو تا پالتوی خوشگل خریدیم.

دوستام شاکی شدن که چرا جواب نمیدی و از این حرفا.

از اینجا از همه معذرت میخوام بخدا به نت دسترسی نداشتم

بعدش هم هزار بار من به خوانندها ی خاموش وبی وبلاگ پسورد نمیدم.

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک