مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ نماز حاجت

               بذار خیال کنم منم اون که دلت تنگه براش

اونی که وقتی تنهائی پر میشی از خاطره هاش

اون که هنوز دوسش داری اون که برات هم نفسه

بذار خیال کنم منم اونی که بودنش بسه

دوباره فال حافظ و دوبار توی فالمی

بذار خیال کنم بذار اگرچه بی خیالمی.

سلام به همه. ازیکشنبه خونه مامانم اینا غلغله بود،٣ تا عمه هام،دخترعمه هام،عموم ومامانی هم که بودن.شب هم دیگ آََش رو بار گذاَشتیم.همه تا  صبح بیدار بودیم.کنآر دیگ ٢ رکعت نماز حا جت خوندم. دلم گرفت یاد ۲ سال قبل که هنوز توی اون خونه بودم افتادم .من خیلی آدم خود خواهی هستم این رو خودم میدونم اما...... دِیروز هم روزه بودم.دم افطار هم آش رو دادیم.شب هم خالم از رشت اومد.منم ساعت ١ اومدم خونه.

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/٧/٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک