مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ یک سال گذشت

حالم زیاد خوب نیست،بارون شدید هم میباره ،دارم میرم برای ملینا پوشک بخرم ،پشت چراغ قرمز وایسادم و یهو خیره میشم به ماشین بغلی که یه دخترو پسر نشستن تو ماشین و پسره داره دختره رو ماچ مولی میکنه و تو بارون شیشه ماشینشون پایینه وآهنگ تو با منی هر جا برم رضا صادقی روشنه این صحنه کوتاه منو میبره به ۵ سال قبل هر روز با امیر بیرون و تقریبا مثل این دختر وپسر جیک تو جیک

دوست امیر میگه بیایید پنج شنبه جمعه بریم شمال امیر میگه نه بابا خستگی تو تن آدم میمونه منم به دوست امیر میگم من تا حالا چالوس نرفتم

میگه مگه میشه میگم آره فقط یه بار صبح رفتم وشب اومدم میگه حتما زمانی بود که با امیر دوست بودی من وامیر جفتمون لبخند میزنیم و میگیم دیقا واز خاطره اون روز براش میگیم

این عکس هم مال  همون سفر یه روزه من وامیره،اولین عکس دونفره مون

بعد از ازدواج شکل روابط تغییر میکنه،شاید کمرنگ بشه اما از بین نمیره،حتی رابطه اااادم با اومدن یه بچه پر رنگ تر میشه اما شکلش عوض میشه

٢۵  آذر   سومین سال از زندگی مشترک  مون میگذره ،روزهایی که سختی هاش بیشتر از راحتی اش و غمش بیشتر از خوشی اش بوده ، فعلا برنامه خاصی برای سالگرد ازدواجمون نداریم ومن باز به قول قدیمی ها دارم جفتک میندازم وخوشی زده زیر دلم و رفتم تو مود بی حوصله گی

اما بهر حال گذشته پارسال خبر دار شدیم که نی نی گولوی تو راهی وامسال این نی نی خوشگل در آغوش من وامیر جای گرفته

خدایا زندگیم رو حفظ کن ومراقب این زندگی مشترک سه نفره باش.ما زیر سایه تو ایستادیم.

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸۸/٩/٢۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک