مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ سرماخوردگی ملینا و شمال

سلام به همه دوستای خوبم

در این مدت که نبودم رفتیم شمال .پنج شنبه حرکت کردیم با دوستای امیر ٣ تا ماشین شدیم وخیلی خوش گذشت.شب ساعت ٢ رسیدیم وتا شوفاژ ها رو روشن کردن شد ساعت ۶ صبح .از صبح تا شب به حرف وخوش گذرونی گذشت.روز شنبه که قرار بود بیاییم از قضا با ویلای بغلی آشنا در آومدیم

یعنی ویلای کنار ویلای محسن مال دوست مریم بود که ما رو دعوت اونجا وهمه رفتیم وپریدیم تو استخرش وکلی حال داد شام خوردیم وساعت ١٢ شب برگشتیم تهران وتوی راه طبق معمول من کلی بالا آوردم.سفر عالی بود خیلی خوش گذشت.اما ملینا خانم از هوای استخر یه سرمای سخت خورد که روز عاشورا بردمش خونه دکترش وحالا دارو داده تا خوب بشه

اونجا همه عاشق ملیای خوش اخلاق بودن ومثل مسافرت قبل اصلا اذیت نکرد

ودوست امیر بهش میگفت نارنگی

فردا هم قراره برای ملینا نذری بدم .اول میخواستم تو خونه زرشک پلو با مرغ بدم اما دیدیم جام کوچیکه ونمیشه واز یه رستوران جوجه سفارش دادم

به من یه سایت خوب برای آپلود عکس معرفی کنید تا عکسهای ملینا رو بذارم

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٠/۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک