مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ ملینا گلی شش ماهه میشود

ملینای قشنگم  فرشته آسمونی من اولین وعده غذایی ات گوارای وجودت.امیدوارم که زندگی همیشه به کامت این چنین شیرین باشد شیرین تر از هر شیرینی وهمیشه غرق در شادی باشی

۶ ماه گذشت ومن  کوک شد به تمام سازهایی که ملینا میزنه ،۶ ماهه که فرشته کوچولوی من بزرگ وبزرگ تر میشه

ملینا این روزها خیلی کارهای متفاوتی انجام میده ومهمترینش حرف زدنه ،بچه ام اول به حرف افتاده وبعد راه رفتن.ملینا غلط میزنه وکاملا میچرخه اما نمیشینه و وقتی دمر میخوابونمش گردنش رو یه کم میاره بالا وزود خسته میشه ،از اینکه تنها رو زمین بخوابه کلافه میشه یا باید بغلش کنی یا کنارش بشینیئ.

دیگه نمیشه توی صفحه بازیش بذارمش چون تو یه چشم به هم زدن غل میزنه واونم برمیگردونه رو سرش  ،عاشق بازیهای هیجان انگیزه که توش پخش کنی وبترسونیش که غش میکنه از خنده.هنوز توی روروئک نذاشتمش آخه نمیتونه بشینه ومیترسم به ستون فقراتش فشار بیاد

منو به خوبی میشنااسه چون هر روز میرم خونه مامانم اینا اونها رو هم خوب میشناسه ووقتی میرم بیرون اصلا گریه نمیکنه نمیدونم شاید هم زوده.

و اولین فرنی عمرش رو خورد وفقط ۴ قاشق خورد  وقتی دیگه بهش ندادم زد زیر گریه ودیگه شیرش رو هم لج کرد ونخورد این دخمل ما خیلی شکموه البته فکر میکرد قاشق همون شیشه است ومکش میزد.

صبح رفتم بیمارستان بانک وپرونده براش تشکیل دادم واکسنش هم زدم  که خدا رو شکر تا الان اذیت نکرده وتب نداره ومثل همیشه خانم  بود دکت گفت میتونی با چند قاشق فرنی حریره وسوپ شروع کنی

وکالسکه اش رو با کریرش با خودم بردم وافتتاحش کردم که خیلی کمکم کرد وگرنه نمیشد بغلش کنم وهمه  کلی با ملینا ور رفتن وقربون صدقه اش رفتن

ملینا از این به بعد  باید غذا بخوره میشه بهم یه کتاب جامع برای غذای کودک معرفی کنید؟

البته اول یه قاشق فرنی

ملینا در چکاپ ۶ ماهگی قدش:۶٧ سانت

و وزنش:٩١٠٠

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک