مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ ملینا ولباس عید

 

سلام ببخشید این چند روزه که نبودم مشغول پروسه لباس خریدن برای ملینا بودم وکلی وقتم رو گرفت تا بتئنم یه لباس ناز برای اولین عید این عروسک بخرم

اول از بهار شروع کردم واصلا لباسهای جالبی نداشت بعد یه روز رفتم بازار رضا که لباسهاش عالی بود اما وقتی لباس ها رو تن ملینا کردم یا کوچیک بود یا بزرگ

وبه اجبار خود ملینا هم بردم بازار رضا وکلی گشتیم از بازار رضا برای ملینا یه دستمال سر ویه شلوار کتون قرمز با یه بادی سفید وقرمز خریدم با یه عالمه گل سر وتل و کش های خوشگل بعد تصمیم گرفتم برم سنایی که از اونجا هم یه سارافون جین ویه بلوز سفید خوشگل برای زیرش ویه جوراب شلواری خریدم ،جنسها وتنوع تو سنایی خیلی بهتر بود اما قیمت ها بالا ولی می ارزید منکه خیلی خوشم اومد

خلاصه فقط موند کفش ملینا که دوباره راهی بهار شدم  وبلاخره کفش هم خریدیم نهار هم بیرون خوردیم وخسته وکوفته اومدیم خونه

حالا موندم برای خرید های خودم راستی من عیدی ام هم گرفته ام یه دستبند طرح الکترا که عاشقش بودم ودر آینده با عکس طوقم میذارم ،راستی تو پست قبل یکی گفته بود عقده ای قیمت نگفتی؟چشم عکس که گذاشتم فاکتور هاش هم میذارم.

این روزها ملینا دیگه حسابی قل میخوره ودمر میشه وهی برمیگرده ومیچرخه،خیلی بلا شده

سرلاک شیر وبرنج رو خوب میخوره.فرنی وحریره بادوم هم همین طور کلا خوش غذاست،راستی بلدین هم براش گرفتم البته بلدینا که پوره سیب زمینی هویج وسبزیجات بود وهمچنین پوره هلو وتوت فرنگی که ملینا خیلی دوسش داره و هنوز سوپ رو به برنامهاش اضافه نکردم

دختر گلم ،عروسک کوچولوم دویست وسه روزگیت مبارک

نویسنده : مهسا ; ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک