مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ ملینا گلی هفت ماهه میشود

 خطاب به مزاحمان

دوست ندارم وبلاگ خودم ودخترم رو خراب کنم برای یه آدم روانی،یکی از دوستای خوبم هم گفت آدرست رو عوض کن اما نه چون میدونم کیه بذار انقدر بیاد بخونه وحرص بخوره تا بمیره  ،بره از اسم وآدرس دیگران استفاده کنه خیال کنه زرنگه ،بذار بیاد بگه عقدهای خیلی ناراحتی نیا تو وب من فضول خانم اگه هم دوست داری بیا بخون بمیر بدبخت بیچاره هیچی ندار

گذشت وگذشت تا ملینای نازم هفت ماهش تموم شد

روزهای سختی بود اما شیرین البته به نظرم هر روز به این شیرینی وسختی اضافه میشه ،ملینا روز به روز بزرگ تر میشه ومن روز به روز متعجب تر چون هنوز باورم نمیشه که ملینا دختر منه گاهی فکر میکنم تمام این ماها خواب بود و هر لحظه ممکنه از خواب بپرم

ملینا هنوز سوپ رو شروع نکرده واز امروز بهش میدم.اما سرلاک برنج وشیر وسرلاک گندم وشیر ،فرنی ،حریره بادوم وپوره میوه بلدینا رو بهش میدم وخوب میخوره،شیر هم میخوره ونه نمیگه خدا رو شکر خوابش پس از گذشت ٧ ماه خوب شده ،تقریبا ساعت ١٢ ویا ١ میخوابه تا ١٠ صبح فردا البته هر ٢ ساعت شیر میخوره اما مثل گذشته نیست وکمی راحت شدم دیگه ملینا رو زمین آروم نمیگیره وهمش میخواد بلند بشه وغل میزنه ودمر میشه اما سینه خیز نمیره.از مروارید های سفیدش هم خبری نیست ،تو روروئک هم نذاشتمش چون نمیتونه خوب بشینه فقط چند ثانیه میشینه

هر سال خونه تکونی من با امیر بود که همه کارام رو میکرد اما امسال گفت وقت نمیکنم وکارگر گرفتم وکارش خوب بود اما فس فس میکرد.میخوام هر ماه بگم بیاد یه تر تمیزی برام بکنه ،روز دوشنبه تو گیر ودار خونه تکونی ملینا رو بردم مهد کودک دختر عموش که با هفت سین مهد اونها عکس بگیره که یادم رفت کفش هاش رو پاش کنم.عکسها آماده شد میذارم

برای ملینا تقویم هم چاپ کردم که خوب شده ،برای ٢۴ اسفند هم وقت آتلیه گرفتم فتو بیبی که کارشون فقط بچه است وقراره ملینا روببرم اونجاو عکسهاش رو بعد براتون میذارم

هر سال این روزها خرید عید هم کردم اما امسال اصلا بی حال بودم وحسش نبود

هرچی مانتو پوشیدم برام بزرگ بود جوری که امیر میگه تو مدل رو نبین ببین چی اندازته وبخر دیگه کلافه شدم

امیر تصمیم به تعویض ماشین داره اس دی میخواد بگیره البته اگه تا قبل عید بدن، آخه تحویل ها ٣٠ روزه است

نویسنده : مهسا ; ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک