مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ مزاحم

دقت کردین هر وقت راجع به فامیل هام بد میگم با سیل نظراتت منفی روبه رو میشم وچقدر طرف احمق وکوته فکره که اینجوری خودش رو تابلو میکنه دوست جونا من آدرسم رو عوض نمیکنم و مطالب رو هم خصوصی نمیکنم

چرا بذارام این بیچاره ترشیده از حرص خوردن بیافته بذار بیاد بخونه ئچرند بگه من خوشم میاد از اینکه میاد وباحرص نظر میذاره این نشون میده چشم دیدن زندگی منو نداره وداره میترکه از حسادت منم خوشحالام از اینکه انقدر بیییییییکاره که تمام انرژی اش رو میذاره برای من.

برای دوستای گلم که سوئ تفاهم پیش اومد براشون من با مامانم زندگی نمیکنم اما خونه مامانم اینا ١ کوچه  بغل منه ومن هر روز صبح میرم خونه مامانم وعصر که امیر از بانک اومد میاد دنبالم وبا هم میریم خونه یا شام همونجا میمونیم .در ضمن من دستور نمیدم مامانم اجرا کنه بدون ااینکه من بفهمم مامانم کارهای ملینا رو با جون ودل انجاممیده مثلا از شب قبلش براش سوپ رو میذاره من که میرم آماده اس ومیخوره

نویسنده : مهسا ; ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک