مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ ملینا ولثه های متورم

چند روزیه که  لثه های ملینا متورم شده وخیلی آب از دهنش میاد وبیقراره اما هنوز از دنودون خبری نیست خدا کنه زودتر وبی دردسر مروارید هاش بزنه بیرون

ملینا دو روزه که کاملا چهر دست وپا میره به سمت اشیائ وبرشون میداره مخصوصا که اگه مارک داشته  باشه یا مارک رو میخواد بکنه یا میخوره بچه ام از الان مارک بازه،امروز با بابام رفتیم برای ملینا یه روروئک خریدیم برای خونشون آخه ملینا همش رو زمین سرش رو به این ور اون ور میکوبید دیگه کاملا منو میشناسه وتا لباس میپوشم سریع میزنه زیر گریه ومیگه دد

منم به درد سارا دجار شدم یکی باید جلوی منم بگیره هر لباسی میبینم برای ملینا میخرم حالا قرار١٠٠ ساله برای خودم یه شلوار جین بخرم نخریدم

۵ شنبه خونه دوستم شام دعوت بودیم وجمعه شب هم داداش های امیر ومامانش اومدن خونمون من که سر جریان قبل به مامانش زنگ نزدم به امیر گفتم تو به مامانت بگو اونم اومد.

صبح با امیر رفتیم هایپر استار که برای شب غذا بخریم ککه هیچی نداشت وغذاش بد بود واومدم خونه وتن تند سالاد ماکارانی وکرم کارامل و سالاد فصل درست کردم ،میوه رو شستم وگفتم که ازبیرون غذا بگیریم وغذا رو تو همون یه بار مصرف آوردم وبشقاب هم گذاشتم ولی بازم کلی ظرف کثیف شد وهیچ کس هم ئست به چیزی نزد وخونه کنف یکون شده رفتن ومنم ملینا رو خوابوندم وتا ۴ صبح داشتم ظرف میشستم وتمیز میکردم گفتم خوب شد تو یه بار مصرف بود وگرنه..............

خلاصه که اگه این خونه فسقلی عوض بشه در اولین خریدم یه ماشین ظرف شویی که راحت باشم

یک شنبه هم که بارون سیل میاومد امیر گیر داد بریمم فشم که اونجا هوا خوبه رفتیم ودیدیم خیلی سرده وملینسرما میخوره وبا دوستاش رفتیم خونه یکی از دوستاش وفیلم تایلند شون رو دیدیم وکلی حسرت خوردیم که تو این سه ساله خارجه نرفتیم الان هم که با ملینا نمیشه ونمیتونم  یه هفته ملینا رو بذارم وبرم نیدونم وباز هم حسرت میخورم

یک عدد مانتو کرم وشال کرم خریدم.خوب چیکار کنم حالا که قصد خرید ندارم همه مغتزها سایز من دارن اونم حراج مانتوم رو ١۵ خریدم وشالم رو ۵ تومن

تا من نظراتم رو باز کردم اومد

 وچرند نوشت آخه من نمیدونم نترکیدی انقدر حرص خوردی اگه من عقده ای هستم تو آدم سالم نیا وتو وبلاگ منو نخون وخونت رو کثیف نکن منو به حال خودم بذار تا منم با عقده هام حال کنم والله

انگار مجبوره بیاد بابا جون اون نامه فدایت شوم رو که نوشتم ودعوت کردم بیای ودر مورد بچه ام گوه زیادی بخوری رو الان پاره کن خلاص

در ضمن حرف زدن به بچه من گوه خوریهه بسه از بس گوه خوردی خفه نشی

در ضمن خر خودتی یه بار میای میگی عکس ناخنت رو بذار یه میگی ملینا فلانه اون وقت با ١٠٠ تا اسم که شمارنده هاش یکیه

از این به بعد به کسانی که با اسم وبدون وبلاگ هستند مزاحم گفته میشود

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/٢/۱٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک