مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ ملینا گلی ده ماهه میشود (ماجرای سفر به مشهد)

ملینا در راه رفت به مشهد

ملینا در زائر سرا

ملینا در راه برگشت به تهران  با روروئک در قطار

دقیقا مثل فیلمها بود یادم که میاد فکر میکنم فیلم دیدم .روز شنبه ساعت  یه ربع به ٨ بلیط قطارمون بود که ساعت ۶ راه افتادیم به سمت راه آهن امیر هم ما رو با خودش برد تا راه آهن که خیلی تو ترافیک موندیم اومدن امیر به مشهد هم کنسل شد وقرار شد ما رو راه آهن بذاره وبره که دیر رسیدیم وبه قطار نرسیدیم بهمون گفتن بریم ایستگاه ورامین قطار برای نماز اونجا میاسته  رفتیم اما قطار اونجا توقف نکرد و گفتن میره پیشوا حرکت کردیم با ماشین به سمت پیشوا که  راننده قطار گفت ما جا نداریم  برید یگرمسار ویا برگردید برید ورامین ساعت ١٠ شب اونجا یه قطار برای مشهد میاد ودوباره برگشتیم ورامین وبه اون قطار هم نرسیدیم ساعت ١١ شب شد واز همه جا مونده که امام رضا نطلبیده میخواستیم برگردیم که یه قطار دیگه توقف کرد قطار اتوبوسی اول گفتیم با بچه سخته آخه بلیط خودمون غزال بنیاد درجه ١ بد خلاصه با همون اتوبوسی به سختی اومدیم راننده قطار که دیدیه بود ما از قطار خودمون جا موندیم کل یه واگن ٢۴ نفره که برای خدمه بود رو در اختیار ما گذاشت وفردا صبح ساعت ١١ رسیدیم مشهد خیلی خسته وکوفته بودیم

رفتیم زائر سرا ویه کم استراحت کردیم ونهار خوردیم وخوابیدیم وعصر رفتیم حرم که خیلی خلوت بود به نسبت  وتو زائر سرا دختر خاله های بابام رو دیدیم اتاق روربه روی ما بودن که کلی رفتیم اتاق اونها ونهار وشام ها رو با اونها میرفتیم رستوران

یه روز هم رفتیم شاندیز وبازازر رضا وروز آخر هم الماس شرق وبازازر بین الملل وچهارشنبه ساعت ٨ شب هم برگشتیم که فرداش ٨ رسیدیم تهران ورفتم خونه مامانم اینا ونهار خوردیم واومدم خونه حمام کردم وداداشم هم از رشت اومد ورفتیم خونه مامان امیر یه سر و برگشتیم خونه مامانم  جمعه هم برای ملینا گوسفندش رو عقیقه کردیم آبگوشت دادیم ان شالله تن دخملم سالم ودور از چشم حسود باشه داداشم تا فردا تهرانه وبعد میره رشت کلا سفر خوبی بود

امیر هنوز کادوی روز زن نگرفته اما سه شاخه گل رز خرید یکی داد به من یکی به مامانم ویکی به مریم خواهرم وقراره برام هر چی میخوام بخره اما من دوست داشتم خودش در نبودم بخره وسور پرایز بشم

برای ملینا صندلی ماشین هم خریدیم 

ملینای گلم ١٠ ماهه شد ودر آستانه ده ماهگی هر چیزی ر میگیره وپا میشه وایمیسته وهمچنان آب از لبش آویزونه نمیدونم شاید برای دندونش باشه

ملینا در چکاپ ١٠ ماهگی ١٠ کیلو وپانصد گرم وزن و٧٣ سانت قد داره

تنت سالم لبت خندان عزیزکم

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٩/۳/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک