مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ ملینای یک ساله

فرشته آسمونی تولدت مبارک

شب نیمه شعبان برای من خیلی عزیزه پارسال یه همچین شبی ملینا به دنیا اومد وامسال هم خونه مرود علاقه ام رو شب نیمه شعبان قرارداد بستییم

یک سال قبل  ،شب نیمه شعبان

 دختری به دنیا اومد بلوی ر بود با لپای قرمز

دختری که با وزن دو کیلو پانصد گرم بود

دختری که نمیشد از ترس بغلش کنی

دختری که از خوردن شیر مادر محروم شد

دختری که همیشه دلش درد میکرد

دختری که از روز اول تو تخت خودش خوابید

دختری که تا شش ماهگی تا صبح بیدار بود وگریه میکرد

دختری که خیلی تنبل بود وتو ٨ ماهگی نشست و چهار دست وپا راه رفت

دختری که تو یازده ماهگی دندون در آورد ودختری که خیلی خیلی خوش قدمه

دخترم حالا سبزه وسولاریوم رفته است

دخترم یازده کیلو شده

دخترم رو از سنگینی نمیششه بغل کرد

دخترم شبها تا صبح میخوابه

دخترم  این روزها همه چی میخوره ودلش درد نمیگیره

دخترم هنوز هم خیلی خیلی خوش قدمه

دخترم فرشته ای بود که تو اسمون فرود اومد

شب نیمه شعبان براش خونه مامنم تولد گرفتم که خیلی خوب بود وخیلی هم همکاری کرد وخیلی خوب بود ویک شنبه یه تولد بای خانواده امیر میگیرم

که عکسهاش رو با هم میذارم

ما خونمن رو فروختیم ویه خونه ٧٧ متری خریدیم تو میدون ٢٢ ویه باسازی هم میخوایی بکنیم بعدا میام وسر فرصت میگم چی شده وعکس تولد میذارم

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٩/٥/٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک