مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ ملینا ومیز ارایش

این روزها به قدری بهم ریختهام که حوصله هیچ کاری رو ندارم از خونه جدیدیمون بگم که هنوز کلیدش رو نگرفتیم فقط امروز همراه بنگاه رفتیم تا داداش امیر متراژ خونه روبرداره تا نقشه جدید رو بکشه ، وچون دو ماه وقت رفتیم برای بازسازی از کسی که خونمون روخریده هنوز هیچ کدوم از وسایل هام رو جمع نکردم واین وسط فروختن ماشین نازنینم بیشتر از هرچی دپرسم کرده ازتیر ٨۶ که خریدمیش زیر پام بود الان هم بدون ماشین مثل آدم های فلجم چون بانک امیر هم دوره وبد مسیر امیر ماشین خودش رو میبره ومن بی ماشینم

شنبه گذشته ماشین جونم رو فروختم بانو جون تو میفهمی من چی میگم با من همدردی

خونه جدیدی که خریدیم ۴ تا دو واحدیه که خونه ما طبقه دومه با پارکینگ وانباری ٧٧ متره ومیدون ٢٢ هستش از نظر محلیت از خونه قبلی خیلی بهتره

وحدو ١۵ تا ٢٠ تومن هم بازسازی اش خرج داره چون میخوام جای آشپزخونه رو با اتاق خوابها عوض کنیم کل لوله کشی ساختمون بهم میخوره وهزینه جابه جایی دیوارهه هم زیاده واون چیزهاای که تو ذهن منه که...

حالا هنوز کلید نگرفتیم ٢۵ قراره محضره که سند بزنیم

از ملینا بگم که این روزها از تخت خواهرم بالا میره ومیره جلوی نیز آرایشش ووسیله ها رو برمیداره ودونه دونه میده به خواهرم وخواهرم میگه مرسی ودوباره یه چیز دیگه بهش میده  واین کار رو ١٠ بار تکرار میکنه

خیلی لج باز وبد غذا شده وهیچی نمیخوره وخیلی هم لاغر شده تا میگم نانای نای تند میرقصه

فردا انتخاب عکس برای آتلیه ملینا دارم وعصر میخوام برم برای عروسی پسر خاله ام لباس بخرم

راستی من از وقتی ملینا گوشی رو خورده بود گوشی خواهرم دستم بود که اونم روز قردادبستن خونه جدید انقد هول بودم افتاد تو چاه توالت ودیروز یه سونی اریکسون سری ویواز خریدم خیلی خوبه ودوسش دارم

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٩/٥/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک