مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ قدم برداشتن ملینا

در آستانه ٢۵ سالگی  من ،ملینا چند قدم بر میداره وسریع میافته و این برای من خیلی لذت بخشه خیلی دوست نداره راه بره وتو اصرار های مکرر من انگار تو رودر بایستی میمونه وچند قدمی راه میره

دندون بالای ملینا سمت راست هم نیش زده

امروز تولدمه وخیلی خوشحالم ودلیلش هم ملیناست ،دیگه اون دختر بچه شیطون وشر نیستم حالا یه مادرم که خودش یه دختر بچه شیطون داره دختری که وقتی بغلش میکنم هیچ کس باور نمیکنه من مادرشم  واین لذت بخش ترین اتفاق دنیاست

تولدم مبارک

قراره بریم با امیر بیرون

نویسنده : مهسا ; ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/٥/٢٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک