مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ عروسی و سفر

خونه رو سند زدیم وای دی اس ال مون منتقل شد به خط جدید واینترت ندارم ونمیوتنم زیاد بیام الان هم از خونه مامنم اینا می آپم

این چند روزه در گیر عروسی بودیم 5 شنبه عروسی یکی از فامیل های امیر بود ورفتیم کرج خیلی عروسی شدیدی بود وخیلی عالی .فردا هم عازم به رشت هستیم عروسی پسر خاله ام  و سه شنبه برمیگردم در اولین فرصت عکسهای هر دو عروسی رو میذارم

از ملینا بگم که این روزها خیلی شیطون شده ومثل فرفره راه میره وهمش باید دنبالش بود یه کفش سوتی هم خریدیم واز 1000 کیلومتری معلومه ملینا کجاست وداره میاد

میام وبعدا خبرها رو میدم 

نویسنده : مهسا ; ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٩/٦/٢٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک