مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ ملینای چهارده ماهه و روز جهانی کودک

این روزها ملینا همش شیطونی میکنه امیروز برای اولین بار گفت آله یعنی خاله اما حیف که خاله اش نبود و نشنید وهمین باعث دلتنگی بیشترم شد

دلم خیلی گرفته اصلا هیچ ذوقی برای رفتن به خونه جدیدی ندارم ماشین هم گرفتیم وخوب درستش کرده اما دیگه ماشین هم برام مهم نیست نمیدونم خل شدم دوباره وخیلی بی ورحیه ام .امیر این روزها درگیر خونه است ومنم کم کم دارم وسیله هام رو جمع میکنم.بعید میدونم خونه تا آخر ماه تموم بشه مهم هم نیست بشه نشه

احساس میکنم خیلی افسرده شدم.امیر هم همش میگه تو دنبال خونه بودی پس چته

میام همه رو میخونم اما کامنت نمیذارم

نویسنده : مهسا ; ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/٧/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک