مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ هستم اما کمرنگ

سلام به همه دوستای خوب ومهربونم دلم برای تک تک شما تنگ شده ومش به یادتون هستم  اما باید ببخشید که نمیتونم بیامنت چون دسترسی به اینترنت ندارم.

کارهای خونه ما هنوز تموم نشده وخونه در مرحله گچ کاری به سر میبره وبا نقاشی دو هفته دیگه کار داره و هنوز کابینت رو نساخته خلاصه که بنایی خیلی بدقولی همراه داره هر کدوم یه جور اعصاب خورد کن از همه بدتر سروکله زدن با کارگره.

ملینا این روزا خیلی حرف یزنه بابا.آله.ددی.تاب تاب.آپو.دوجو.نانای.علی.دایی.وخیلی کلمات دیگه میگه

خیلی شیطونه واز دیوار راست بالا میره .بشکن میزنه وقتی هم ذوق زده است سق میزنه

ماری جونم هر وقت خواستی بهم زنگ بزن.من منتظرم.

 

نویسنده : مهسا ; ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/۸/٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک