مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ ملینا وکلمه ها تازه

از زمانی که ملینا مریض شده باز ساعات خواب اش بهم ریخته وتا 3 صبح بیداره

جاری کوچیکم باردار بود تاریخ زایمانش 2 مرداد بود که دیشب ساعت 3 برادر امیر اس ام اس داد که نی نی به دنیا اومده وتو دستگاهه ومشخص نیست کی مرخص میشه /خلاصه امروز  رفتیم بیمارستان عیادتش وباز منم یاد خودم افتادم

البته این برادر امیر تو بیمارستان اومد دیدنم اما من ام آر آی رفته بودم اونها هم سریع رفتند وبعد از یک هفته اومدن خونه مامانم اینا دیدنم ومنم میخوام مرخص شد بعد یه هفته برم دیدنش.

این روزها ملینا خیلی خوب حرف میزنه میگه مامانه پاشو  تا تاق (مامان پاشو  بریم تو اتاق)

اردوشه ابیج زمین دیلم دیلم(خرگوشه از زمین هویج برداشت گفت دلم دلم)

مامان پاشو ایشین

مامان اینجا ایشین

مامان ایا ایات(مامان بیا حیاط)

اچرخه نیناست(دوچرخه ملینا وکلا به ملینا میگه نینا)

گوشی برمیداره میگه الو سلام اوبی(خوبی)

اتل متل اوتوله

سلام سلام عسیسم

تو عسیس دیلمی

چش چش آبالو (چشم چشم دو ابرو)

کلا فعل ها رو خوب میگه. بیا بشی پاشو برو بریم بخور نرو

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩٠/٤/۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک