مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ پروژه پمپرز وشیر خشک

این روزها ملینا مثل بلبل حرف میزنه گاهی تعجب میکنم که این کلمات رواز کی شنیده

تا میگم ملینا بالای چشت ابرو میگه................

 چیرا دقا کردی؟

یا را میره میگهه مامان مهسا میگم بگو مهسا باز میگه مامان مهسا

پروژه پمپرز گیری ملینا خیلی خوب وعالی پیش رفتجوری که باورم نمیشه وقتی  ج یش دارهصدا میکنه مامان ج ی ش دارم و وقتی هم پ و پو داره بازم میگه ج یش دارم وقتی کارش تموم شد میگه اول آب میزنیم بعد دسگال پاک کنییم (دستمال پاک کنیم)

گاهی اوقات یادش میره شاید یه بار در روز من مدادم میپرسم ج یش داری؟ وقتی هم بیرن میریم برای اطمینان پمپرزش میکنم امام اصرارداره پمپرز رو باز کنموتو دستشویی بره ج یش کنه

در مورد شیر خشک هم خیلی وابسته به شیر وشیشه اش هست خیلی امتحان کردم اما نخورد تا اینکه یه روز شیر پاستوریزه سرد دادم بهش واز اونجایی که طبعش خیلی گرمه خوردئ واز اون روز به بعد همش شیسر پاستوریزه میخوره اما سرد ولی شیشیه رو ول نمیکنه واصلا راضی نمیشه که تو لیوان بخوره

نویسنده : مهسا ; ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩٠/٦/٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک