مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ برگشتیم

ما بر گشتیم

سفر بدی نبود امام ملینا خیلی اذیت کرد وهر جا رفتیم بساط گریه وشیطونی به راه بود خیلی اذیت کرد وچون اونجا دائم پمپرزش کردم پورو}ه کلن به شکست خورد حالا که برگشتم دیگه جیشش رو نمیگهه دیونه شدم بازم چشم شور منو دیدین؟

 

.دو روز هم رفتیم کنار دریا

ومهد کودک زنداداشم رفتیم که تازه افتتاح کردن وملینا خیلیل از مهد کودک خوشش اومده وهمش میگه مه گودک بیریم

سفر بدی نبود

بازم رفتم رو مود بی حالی وکسلی بی حوصله ام

 

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳٩٠/٧/٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک