مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ بد شانسی

من به اندازه زیبائی تو

          غمگینم

       تو به انداره تنهائی من

                                   خوشبختی

دوست جونا سلام مرسی از این همه همدردی .ممنونم از سارا ،فاطمه،سانازو فسقل بانو،سانازی و نفس،مجی،دو کبوتر،کنتس،تنها،ستاره و دلبند و تمام دوستای دیگه که خاطرم نیست.که منو تنها نذاشتید و با من بود

این روزها معمولی هستن و اتفاق خاصی نمی افته.جمعه شب با دوستامون و مریم خواهرم رفتیم لویزان وشام هم پیتزا خوریم.میگم روزهامکسل کننده است واسه همینه.راستی ۲ تا خبر:

اولی:من دارم کم کم شروع میکنم به استخر رفتن وشنا کردن. شاید روحیه بگیرم.و امروز با الناز رفتیم خوب بود.وقتی وارد سونا شدیم یه خانومه به ما دوتا گفت شما اومدین چی تون رو آب کنیدآخه من ۴۰ کیلو هستم والناز ۴۴ کیلو.

دومی:من باید بعد از ۶ ماه مجدد کلپوسکپی انجام میدادم و چون برای بارداری دوست داشتم تکلیفم کامل مشخص بشه میخواستم تو آبان که میشه ۵ ماه برم از شانسم دکترم رفته مسافرت ومعلوم نیست کی بیادوکلی غصه میخورم خدایا چرا من انقد بد شانسمو قرار شد دکتر زنانم دکتر نیلوفر شکیبائیان یه دکتر دیگه واسه کلپوسکپی به من معرفی کنه .دوست جونام منو دعا کنید.هم اکنون نیازمند دعای سبزتون هستم. 

 

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٧/٧/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک