مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ نی نی گولوی 7 هفته ای

دوست های عزیزم سلام

ممنون از تبریکهای گرمتون.ببخشید که نتونستم یه چند روزی بیام دلیلش هم اینه که اصلا حال وروز خوبی ندارم. الان هم به زور نشستم ودارم مینویسم چون هر آن ممکنه که حالم......این چند روز یا تو دستشویی ام یا مثل مرغ ملول از این گوشه به اون گوشه می افتم.حالت تهوع شدید دارمسبز ،در روز شاید ۴ تا ۵ تاb6 بخورم اما بازم حالم بد میشه .طوری که تو 1 هفته 2 کیلو لاغر شدم. چون لب به غذا نمیزنم .منی که اگه یه روز هفت حوض نمیرفتم میمیردم ،یا در بدترین بیماریها نمیخوابیدم الان همش درازکشم وحتی نمیتونم بشینم.واین نی نی گولو به کل داره حال منو میگیره ناراحت تازه 1هفته است که خونه مامانم هستم ودست به سیاه وسفید نمیزنم وهمش خوابیدم.خواب

دیروز رفتم سونگرافی و همه چیز نرمال بود وقلب نی نی میزد.عصر هم رفتم دکترم وراجع به بیمارستان وهزینه هاش وچیزای صحبت کردم.

راستی از مامان اینای امیر خبر نداریم همچنان وهیچ کس از اونا از بارداری من خبر نداره.شب یلدا خواهر شوهر جان زنگ زد وگفت بیایین خونه بابا اینا ومن گفتم بابات باید بگه بیایین اینجا نه تو .بابای امیرهم زنگ زد که بیایین وامیر گفت نمیرم الان 2 ماهه هیچ کس به من یه زنگ نزده انگار نه انگار من پسرشونم

نی نی ما امروز وارد 7 هفته شد ،نی نی نازم ان شالله این وزهای بی حای زودتر بگذره تا من بتونم وجودت رو حس کنم ولذت بیشتری از بارداریم ببرم.

 

راستی فسقل بانوی ما هلن خانوم دختر سانازی بدنیا اومد وپاهای کوچولوش رو گذاشت تو این دنیا ان شالله 100 ساله بشه.سانازی جونم مبارکت باشه عزیزمهورا

ما امشب شام خونه دوستم ماهی دعوتیم واصلا حال ندارم برم.هر جا که بوی غذا باشه من مماخمو میگیرم.

راستی دوست جونا منو تو لینکهاتو بکنید مهسا ونی نی گولوی تو راهی وخواهشن زودتر مرسییی

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٠/٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک