مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ نی نی گولوی 19 هفته ای وعید نوروز

عید نورورز بر تمام وبلاگستان مبارک.

امیدوارم که سال خوبی برای همه دوستانم در این محیط مجازی باشه وتک تک شون به آرزوهای قلبی شون برسن.

امروز بنده سحرخیز شدم واز ساعت ٨ بیدارم .اما امیر خوابه.راستی داداشم فرزین بعد از ظهر میاد تهران ومن بسیار خوشحالمدیروز بعد از تحویل سال رفتیم خونه مامانم اینا وکلی عیدی گرفتیم ،البته بیشترین عیدی متعلق به نی نی بود نه من.مامانم پنجاه تومن داد.خواهرم یه پتوی خوشگل برای نی نی ،وداداش کوچیکم هم یه سارافون وکله وکفش ناز برای نی نی خرید وبچه ام نیومده کار وکاسبی منو کسات کرده.شب هم رفتیم خونه مامان امیر که اون پنج تومن به من عیدی داد وپنج تومن به امیر.

راستی من گیر دادم به هندوانه .آی حال میده آی حال میده بیا ببین

کم کم باید شروع کنیم به عید دیدنی رفتن.البته وقتی که بیکار شدیم

نی نی گولوی ناز من وارد هفته ١٩ شد.وگاهی خودش رو جمع میکنه یه گوشه وگاهی یه تکون کوچولو میخوره الته بیشتر شبیه نبض زدن تا تکون.

غزل بانو ازم خواسته ترین های سال٨٧ رو بنویسم ممنوم غزلی از دعوتت.

بهترین اتفاق :نی نی گولوی تو راهی

بدترین اتفاق:اشتباه شدن آزمایشاتم

بهترین هدیه.دستبند ،سکه،ساعت از امیر

بدترین هدیه:یه عطر

بهترین دوست: دنیای مجازی

بدترین دوست:عاطفه

بهترین روز :٢٠ آذر

بدترین روز:٢٨ مرداد

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸۸/۱/۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک