مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ نی نی گولوی 24 هفته ای

ای خدا که میشه بیام بیام بنویسم الان هفته ٣٨ هستم.وای که زمان اصلا نمیگذره

اتاق امیر رو خالی کردیم ووسایلش منتقل شد تو اتاق خواب خودمون

وای دقیقا شده مثله سمساری،امیر هم کلی دپرسه میگه این نی نی اتاقمو ازم گرفته.من آواره شدم

اگه خدا بخواد فردا میریم کاغذ دیواری رو سفارش بدیم که تا ۵ شنبه که تخت وکمد رو میارن اتاق نی نی کوچولو آماده باشه.

گفته بودم که امیر حسابداری یه نفر رو انجام میده که تو لیدی مانتو داره(محسن).۵ شنبه اومده بود با یکی از همکارهای امیر خونمون عید دیدینی.با یه دختره ٣ سال دوست بوده وتازگی نامزد کرده بود،من دختره رو ٢ بار دیدیم خیلی معمولی بود وخودشو میگرفت این محسن خان خودش خیلی پسر خوبیه ووضع  مالی خوبی هم داره،قیافه اش هم بد نیست ،کلی به دختره سرویس میداد وبراش خرج میکرد یه سمند ال ایکس خریده بود زیر پای دختره ،براش آرایشگاه اجاره کرده بود و.......

خلاصه نامزدی شون بهم خورد  ودیشب هم که خونه ما بود  م س ت هم کرده بود وخیلی از دختره حرف میزد ومیگفت دلتنگشم(خدا شانس بده)

بعد امدیم همگی بیرون که شام بخوریم تو ماشین های های ٢ ساعت گریه میکرد وهیچ کس نمیتونست آرومش کنه آدم باورش نمیشد که یه مرد اینجوری گریه کنه به معنای واقعی عربده میزد ساعت ١.۵ شب بردن دم خونشون رسوندنشو داشتن میاومدن دیدین آقا محسن با ماشینش رو برداشته از خونشون وزد بیرون هرچی رفتن نتونستن منصرفش کنن وسر انجام یه تصادف شدید هم کرد

مردا رو میبنی واسه دخترها چه نمیکننن کافیه عشق واقعی باشه ما که همه شاخ در آورده بودیم؟

نی نی کوچولوی خوشگل من وارد هفته٢۴ شد.ان شالله کهبه سلامت وزود به دنیا بیاد

راستی دکتر تاریخ زایمانم رو هم گفت اگه طبیعی باشم که ٢۶ مرداد روز تو لد خودم واگه سزارین باشم ١٩ مرداد روز تولد امیر وچون سزارین هستم پس روز ١٩ مرداد نی نی کوچولو به دنیا میاد وبا باابش میتونه تولد بگیره

دوست جونا وسایل نی نی بسته بندیه چشم به محظ تکمیل شدن اتاقش عکس میذارم وخبر میدم

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/٢/٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک