مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ نی نی گولوی 31 هفته ای

شاید امسال هنوز حس مادر بودن رو کامل درک نکنم.اما امیدوارم که لایق نام مادری باشم.امسال من هم مادرم،بچه ای در بطن دارم که با من نفس میکشه وبا من از یه خونه،از بند بند وجودم شکل گرفته وپاره تنم است

خدایا طعم شیرین مادری را به همه چشم انتظاران بچشان.

روزها میگذرن وتو بزرگ  و بزرگتر میشی

وخودت رو برای ورود به دنیای دیگری آماده میکنی

نی نی گولوی خوشگلم وارد هفته ٣١ شدی

وتقریبا ٧ ٨ هفته دیگه  به لحظه دیدار ما مونده وما هر لحظه کنجکاو تر ومشتاق تریم تا روی ماهت رو ببینیم و در آغوش بفشاریمت

بلاخره برادرزاده گرام اومدن تهران.من که دلم براش خیلی تنگ  شده بود.

 مریم خواهرم عازم مکه شد .امشب ساعت ١٠ راهیش کردیم وجمعه ۵ تیر بر میگرده. گفتم برای همه دوستام مخصوصا ستاره وفاطمه دعا کنه.همچنین برای سلامت وصحت وکپل شدن این نی نی کوچولو

ان شالله مورد عنایت  پروردگار قرار بگیره

 با بام هم گوشش  رو عمل کرد وبیمارستانه وتا سه روز دیگه مرخص میشه

راستی رفتم بنی هاشم وبرای نی نی کوچولو هم پوشک پمپرز خریدم هم شیر خشک که قیمتهاش عالی بودمژه

بزودی بر میگردم با خبر های زیارتی وعکس

نویسنده : مهسا ; ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸۸/۳/٢۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک