مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ آدمهای بی ملاحظه

اعصابم حسابی خورده ،این روزای پایانی چه حرصی دارم میخورم من.

نمیدونم یادتون هست که پارسال مادربزرگم اومد تهران وپاش رو عمل کرد .یه پاش رو  تو تابستون عمل کرد یه پاش رو یه پاش رو تو پائیز  ومامانم همراهش بود تو بیمارستان و هر بار یه ماهی موند خونه مامانم اینا.

جالب اینه که من 4 تا خاله دیگه دارم  که با مادر بزرگم همه تو رشت زندگی میکنن اما هیچ کس دنبا مادر بزرگم نیومد و وقتی هم مادربزرگم رفت رشت نرفت خونه هیچ کدومشون بمونه.

هفته گذشته مادربزرگم وقت دکتر داشت که بیاد پاش رو ببینه اما نیمود و گفت حالم خوب نیست .مامانم رفت دکتر که وقتش رو تمدید کنه دکتر گفت 27 مرداد بیاد  وچون قرار بود بعد از زایمانم من برم خونه خودم ومامانم 10 روز بیاد پیشم وقت 20 شهریور رو گرفت برای مادر بزرگم.

مادر بزرگم هم چند روز پیش اومد تهران ورفت دکتر وبرای خودش وقت 27 مردادرو گرفت.و از الان تا 27 مرداد هم قراره خونه مامانم اینا بمونه.

عجیبه که این زن 75 ساله انقدر به فکر سلامت خودشه واصلا مراعات  دیگران رو نمیکنه.وجالبتر اینکه میگه خوب منم با مامانت میام خونتون.انگار مامان من میخواد بیاد سیزده بدر.خوب خونه من 50 متره  من حتی یه دشک هم ندارم همه رو دادم به مامانم.مادر بزرگ منم همش خوابیده ودر استراحته .البته مامانم مقصره چون انقدر همیشه دنبال فامیل ومادرش بوده که دیگه نمیتونه برای دخترش کاری بکنه.موندن مادربزرگم هم باعث دست و÷ا گیر شدن مامانم میشه.مثلا من که الان حامله ام اگه گرسنه ام باشه ومادربزرگم هم گرسنه اش باشه مامانم اول باد غذای اون رو آماده کنه وبده بعد از اون بیاد سراغ من

نمیدونم شاید من زیادی حساس شدم

همش هم میگه من به کسی کاری ندارم من خونه میمونم تو برو.خلاصه که حسابی کفری شدم.خدا خودش کمکم کنه زود بعد از زایمانم رو پا بشم همه کارهام رو خودم انجام بدم ومحتاج هیچ کس نباشم حتی خانوادهام

سه شنبه رفتم پیش دکتر بهنیا وسونوی نمدار رشد بچه رو انجام  دادم وقراره شنبه به دکترم نشون بدم.یک شنبه هم میرم بیمارستان تا کارای پذیرشم رو انجام بدم.دوشنبه با خبرهای جدید می آپم

نویسنده : مهسا ; ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸۸/٥/۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک