مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ نا کجا آباد

فرشته مهربانم

نمیخواستم اینگونه باشد اما شد  من مقصرم تو میوه خود خواهی منی .جز تو در زندگی قسمت شیرینی نداشتم باز هم برای تو که بزرگترین بخش زندگی منی خدا راشکر .ایکاش قسمت تو در زندگی تکه سیبی باشد که در زنگ تفریح با دوستت قسمت میکنی.نه تقدیری که نمیشناسیش.

پرودگارا کودکم را از دستان پر مهر تو گرفتم وامروز او را به دستان پر عطوفتت میسپارم . که جز تو مهربانتر ،وبخشاینده تر ونزدیک تر به کودکم نیست باشد که در زیر سایه لطف ومهر بانیات پرورش یابد .

مادرم هنوز در بیمارستان است .....................

نویسنده : مهسا ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/٦/٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک