مامان مهسا وملینا کوچولو

همیشه لطف خدا همراهم بوده. زندگی خوب وهمسر مهربون وحالا این نی نیگولوی تو راهی . از الان منویسم تا وقتی بدنیا بیاد وبزرگ بشه وبدونه که قبل از بودنش چقدر دوسش داشتیم .خدایا برای تمام لطفی که در حقم کردی ممنونم.

+ ملینا گلی یک ماهه میشود

ملینا  گلی  یک ماهه میشود

امروز ملینای یک ماهه شد، دختر کوچکم آنقدر کوچک بمان که بتوانم برایت بزرگترین باشم،هنوز راه درازی مانده هم برای تو هم برای من ،ایکاش باشم تا نظاره گر تمام لحظات زندگیت شوم.تا بتوانم مهربانیت را درک و قلب کوچکت را لمس کنم.

نمیدونم چرا بر خلاف نظر همه که میگن زود گذشت برای من زود نگذشت شاید به خاطر سختی ومشکلات این اتفاقات اخیر بوده،مامنم رو ۴ شنبه فرستادند بیمارستان لاله تا آنژیو انجام بده،خوشبختانه رگش بسته نبود . ۵ شنبه مرخص شد.منم هنوز خونه مامانم هستم.

ازملینا بگم که حموم وکلا آب رو خیلی دوست داره،زیاد گریه نمیکنه مگه وقتی گرسنه است وتا شیرش آماده بشه گوله گوله اشک میریزه،یه کم جون گرفته ومیشه بلند وکوتاهش کرد البته من به این جثه ظریف ونحیف عادت هم کردم،شبها بیداره گاهی نق میزنه وروزها خواب،به قول قدیمی ها چله اش به شبه،امیدوارم بعد از چله اش خوب بخوابه وقتی خوابه یا بغض میکنه یا میخنده،دخترم با فرشته ها در تماسه دیگه موضوع خاصی نیست

دوستای گلی که برام کامنت میذارن بخدا از خجالت همه در میام .الان زیاد به نت دسترسی ندارم

نویسنده : مهسا ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/٦/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک